معرفی کتاب
من دختر تنهائیم ، که در قبیله ی کومانچی زندگی می کنم. همه اعضای خانواده ام از دنیا رفته اند و تنها یک عروسک که یادگاری از خانواده ام است برایم باقی مانده است. قحطی مدتهاست که محل زندگیمان را فرا گرفته است و روح بزرگ به مردم گفته است:"باید ایثار کنید و عزیزترین چیزی که در دنیا برایتان وجود دارد را بسوزانید و خاکسترهای آنرا در چارسوی خاک بپاشید،آنگاه خشکسالی پایان می یابد ." یک شب که همه مردم به چادرهای خود رفته بودند من متوجه شدم که باید عروسکم را که روح بزرگ آنرا خواسته است بسوزانم. آنچه که در ذهنم بود را عملی کردم، آتش خاموش شد ولی .....

کتاب :افسانه گلهای آبی
نوشته: تامی دی پائولا
ترجمه:فیروز گل محمدی
گروه سنی : ج ، د
در بردارنده ی قصه کامل متن بالاست.


